قبل از همه چيز
۷ آبان سالروز جهانی کوروش بزرگ خجسته باد .
دوباره يه مراسم مذهبي ديگه دوباره مولودياي چرت ومزخرفي كه هر سال تكرار ميشه دوباره سرودا و پيراميداي بيخود تكراري دوباره سخنراني كسل كننده اي....اه خسته شدم از زمين وآسمون داره ميريزه برامون .... چقدر بايد صحبتاي معلم دين وزندگي رو (و فقط مونده بياد وقت رياضي رو بگيره وحرف بزنه) گوش بديم
بايد نكته ي مثبتشو
ببينم 1 ساعت برنامه اونم اول صبح كه حسابي
سرحال بيايم خوب 20 دقيقه از هر زنگ پريد
سر برنامه به مناسبت 8/8/88
پريا داره حرف مي زنه ....من طبق معمول به 1001 چيز فكر مي كنم و از فرصت نهايت استفادرو ميكنم و تو هپروت خودمم.... يه دفه اتفاقي چشمم به سارا مي افته كه به درازاي صورت اشك مي ريزه
من- سارا چي شده؟؟؟ مثلا مولوديه ها ![]()
اون-آخه تا كي؟؟؟؟ تا كي بايد اين قدر احمق باشيم؟ تا كي اين قدر راحت بخندوننمون و بگريونن؟ چه قدر بعضيا سادن تا كي همسالاي ما بايد اين قدر سطحي باشن ؟ اين جوريه كه وضع ما اينه ...
من-ببين ..ميدوني كه بعضيا تو چه خانواده هاي بزرگ شدن (سنتي-خشك مقدس-متحجر) الان تحت تاثير افكار خانوادشونن نزديك به 100 درصد ..وقتي بيان تو جامعه فكرشون تا يه حدي باز ميشه
اون-...شايد
من-من ميدونم چي ميگي ..كاملا مي فهمم ..ولي گريه راهش نيست بايد فكر كني وببيني مي توني چه كار كني...تا اون موقع فقط بايد همه چيزو كاملا تو ذهنت ثبت كني ....وبه معني بعضي چيزا فكر كني ...تنها كاري كه فعلا از دستت بر مي آيد
اون-آره ولي من با گريه سبك مي شم
چقدر شبيه هميم منو سارا ولي 2 راه متفاوت داريم براي مقابله با چيزايي كه آزارمون مي ده سارا گريه مي كنه من مي خندم وبه مسخره مي گيرم و آي مي كوبم بر طبل بي عاري وبي خيالي![]()
وااااااااي امروز حتما بايد سنگ تموم گذاشته شه معلم مهارت (ازاون ولايتي هاي خفن) اومده با هزار نيش وكنايه (كه شايد فقط 3 4 نفر سردرآووردن) ميگه چقدر كساني كه براي احقاق حق وآزادي مبارزه مي كنن بدن..قالتاقن....بي اعتقادن و... بياين اسلامو باور كنيم ...فرآنو باور كنيم ...به خودم قول دادم كه باش بحث نكنم ..وگرنه مي گفتم آخه چيو بايد باور كنيم؟؟؟؟ چيشو باور كنيم ؟؟؟ ..... هان؟
يه سوال خدايا دقيقا كجايي؟؟؟؟؟ كي اين ورا پيدات مي شه؟؟؟؟؟

چقدر سخته كه ببيني و بفهمي ولي كاري از دستت برنياد............سخته كه بيخيال نباشي ولي مجبور باشي خودتو بزني به بيخيالي..........سخته بيشترين ساعات روزتوبين يه عده احمق سپري كني كه بزرگترين دغدغشون ۵/ نمره كم وزياد، آهنگ جديد بنيامين، نامزد شاهرخ استخر، ،دوست دختر جديد حسين تهي فلان مدل موي جديد، فلان لباس كه مد شده فلان مدل گوشي و......... باشه
سخته وقتي داري به اعدام بيهوده كودكان و قانون مسخره ي كشورت وراهي براي مقابله باش فكر مي كني ازت بپرسن ديشب دلنوازان ديدي؟؟؟؟؟ ديدي فلاني چقدر جيگر شده بود؟؟؟؟؟؟؟يا كليپ جديد عليشمسو ديدي؟؟؟؟
سخته وقتي تاريخ شرم آور (معاصر) رو تو ذهنت مرور مي كني و به عمق سادگي و بيچارگي مردم كشورت در همه دوران فكر مي كني رشته افكارتو پاره كنن و باهات راجع به فلان لباسو فلان گوشي ازت نظر بخوان وتو فقط يه لبخند تخويلشون بدي
نميخوام بگم من خيلي مي فهمم و تافته ي جدا بافته ام ....منم مثل نسل خودم لباس پوشيدنم مدل موم آهنگايي كه گوش ميدم و...مثل نسل خودمه .... ولي تمام مشغله هاي فكري افكارم به اينا محدود نميشه...

هرچي آدم كمتر بفهمه راحت تره هرچي كمتر سر در بياره اعصابش آروم تره
گاهي ميگم خدايا چرا منو اينطور آفريدي ؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا اينقدر كنجكاو اينقدر سركش ؟؟؟ چرا اين جوري؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا منو نفهم نيافردي مثل خيليا؟؟؟؟ اون موقع راحت بودم
پس نوشت : كسي سايتي با قالباي خوب سراغ داره؟/؟/؟ ...ديگه ازاين قالب خسته شدم![]()
عجب روزگاريه
ما يه معلم شيمي داريم(خانم لام) آقا آنتيك يا به قول سالار انتيك ......... من نمي دونم اينو از كجا درش اووردن ...... لپ لپ ،تخم مرغ شانسي ،سك سك .... من نمي دونم واقعا .......هي ميگن اين فلان مدرسه درس داده آمار قبوليش فلان قدره واينا(چرت وپرتايي كه مديروناظم برا خركردن ماها ميگن) ولي ما گوش نكرديم از جلسه اول كه اومد ما رفتارمون باش يكم بد بود انگار يه چيز اضافيه اينا كلي هم مسخرش كرديم منم هي مچشو ميگرفتم .....يه موازنه كردن بلد نبود بعد ميگفت من تو كلا شما هول ميشم موقع درس دادن
يه اسكليه كه دومي نداره يكي از شمال ميگه يكي از غرب .....

امسال شيمي رو تك ماده بايد بكنم....![]()
اي بابا چقدر پرحرفي كردم هدفم از آپ اين بود كه بگم اي خوانندگان وبلاگ (حالا انگار چندتا خواننده داره سالي يه الاف ازين جا رد ميشه ها) لطفا براي پدر فريبا (يكي از دوستاي وبلاگي) كه انگار بيماره دعا كنيد
به ما گفت دعا كنيد ولي من خودم خيلي اعتقاد ندارم شما كه اعتقاد دارين بكنيد
امسال وضع كلاس ما توپه هر معلمي مياد ميگه شلوغ ترين كلاس تاريخ تدريس من هستين![]()
واي سرما خوردم ديگه تا چند روز نمي تونم بخونم صدام درنمياد اصن![]()
به به به به چه درس جالبو جذابيه اين زمين شناسي !!!!!!!!!!!!!!!! معلم داشت درس مي داد نصف ككلاس سرشون رو ميز بود و بقيه هم خواب بودن![]()
با كمي تاخير تساوي پرسپوليس واستقلال روبه هواداران پرسپوليس تسليت وبه هواداران استقلال صميمانه تبريك مي گم (تبريكم داره تساوي مقابل پرسپوليس اونم با نگرفتن يه پنالتي مسلم براي ما وهمينطور گل تساوي كه با بدبختي و بدون رعايت فرپلي به ثمر رسونديد!)
درد ما اينه كه در مورد مطلبي هيچ مطالعه اي نداريم و ازش حرف مي زيم اديان ديگه رو بدون دونستن حتي يك كلمه از دستوراتش رد مي كنيم ......ودر (بعضي) خانواده ها طوري تربيت شديم كه اگه به دين (اسلام) كوچكترين سوالي يا كوچكترين انتقادي كنيم مجازيم نه اصلا واجبه شخصيت طرفو اعتقاداتشو خانوادشو ..... همرو تخريب كنيم .........اعتقادي كه از جونش اهميت بيشتري واسش داره ......
كسي كه يه حرفي مي زنه بايد علاوه بر منطق درست اطلاعات كافي هم داشته باشه شناختش از مسيحيت و يهوديت فقط دو تا فيلم دوبله شده (با تحريف ديالوگ) نباشه يهو نياد بگه وسط كلاس گفتارنيك...رفتارنيك ...پندار نيك مال مسيحياس و يا شناختش از دين زرتشت فقط همين ۳ جمله (كه البته از هزار آيه گويا تر هستش) نباشه ....در غير اين صورت يا خفه خون بگيره بشينه بزاره كسي كه بشتر مي دونه حرفاشو بزنه با مطالعشو بيشتركنه
پي نوشت: ۴ جلسه پشت سر هم دين وزندگي شده قضيه مار وپونه............
۳۱ شهريورم طلسمش شكسته شد حالم خوبه![]()
بالخره شروع شد ..............بالاخره بدبختي ما شروع شد
همين امروز كلي ماجرا داشتيم
يه مدرسه در نزديكي هاي مدرسمون منحل شده بنابراين بچه هاش اومدن اينجا البته تعدادمون زياد نشده تو هر كلاس فقط كلاسامون بيشتر شده چون مدرسمون خيلي بزرگه وهميشه يه عالم كلاس بلااستفاده داشته ...........خب اين تا اينجا، ما پارسال يه 2 تجربي بودم حالا امسال هممون تويه كلاسيم جز 6 نفر حالا 6 نفرم از كلاس ما كه ازون مدرسه اومدن ميخوان برن اون يكي كلاس خب هم زيستي مسالمت آميز
ميخواستيم اينا رو باهم جابه جا كنيم ......حالا ميريم پيش ناظم بعد 2 ساعت بحث و دليل آوردن و........
آخرش شديم مثه توپ فوتبال ناظم به مدير ارجاعمون ميده مدير به مشاور مشاور به معاون وهي نامه بگير نامه بيارو............. حلاصه حسابي وارد شدم با سيستم اداري ايران ![]()
![]()
هوام امروز گرم بود ونزديك به يك ساعتو نيم ساعت مديرو ناظمو ودبير تربيتي و................حرف زدن خدارو شكر كه آقا قدم خير تشريفشونو بردن نيويورك وگرنه بايد سخنراني فصيح وبليغ ايشونم گوش مي داديم![]()
فردا ۳۱ شهريوره و از ۳ ۴ سال پيش اين روز هميشه يه اتفاقي برام ميوفته
حالا به ترتيب مي نويسم
۱ ميخواستم برم ۳ راهنمايي كه سرماي بدي خوردم وروز ۱ مدرسه صدام مثه خروس شده بود
۲ قرار بود برم ۱ دبيرستان تو مدرسه اي كه حتي ۱ نفر رو نمي شناختم ....شب قبلش رفته بودم پيست اسكيت.......وقتي رفتم رو نوك چرخ (حركت شعله) يهو با صورت اومدم زمين واااااي انقد محكم خوردم زمين كه مربيم بهم گفت وقتي سرتو يلند كردي چشامو بستم گفتم تمام دندونات ريخته تو دهنت![]()
۳ چون ۳ عدد مقدس منه اتفاق خيلي بدي نيفتاد ام به خاطر همين اسكيت و البته تنبليم در ورزش پاهام تا يه هفته درد مي كرد
۴ امساله ...
پيشاپيش از تسليت شما ممنونيم
من واقعا به آیین زرتشتی علاقه دارم![]()
آيين زرتشتي نماز عملي اجباري و اعتياد گونه نيست که بصورت برده وار و ترس از آدمي ظالم خوانده شود و يا تجارتي سود رسان نيست تا کسي براي رسيدن به ثروت و بهره لازم آنرا بجا آورد نماز در دين زرتشت خود شناسي است و در نماز بايد انديشه پالايش شود بر طبق اعتقادات دين زرتشت هر يک از موجودات ذره اي از اهورا مزدا را در خود دارند و اين فروهر در وجود من شما و ديگران است براي همين است که اين آيين تنها آييني است که قرباني نمودن براي خدا در آن منع شده است حتي گياهان و جمادات هم از اين فروهر بي بهره نمي باشند. به همين خاطر است که آشو زرتشت در بخشي از نيايش خود مي فرمايند :((با فروتني کامل پيش از همه چيز خواستارم که بهره اي از خرد مقدس خود را به من عطا فرمايي تا به همراهي درستي کردار و ضمير پاک بتوانم خوشبختي روان آفرينش را(همه جهانيان) فراهم سازم)).
در مورد روزه در آيين زرتشت نيز بايد گفته شود که روزه گرفتن و نخوردن آب و غذا بخاطر اينکه باعث سستي بدن و عدم فعاليت مفيد و کار روزانه مي شود حرام مي باشد. چون اين موارد در آيين زرتشت نکوهيده شده وبي کاري و تن پروري بشدت نهي شده است و امابراي افراط نکردن در خوردن گوشت حيوانات روزهاي دوم و دوازدهم و چهاردهم و بيست و يکم هر ماه زرتشتيان از خوردن گوشت پرهيز مي کنند اين چهار روز متعلق به چهار امشاسپند وهمن ؛ماه و گوش و رام که از حاميان چهارپايان هستند مي باشد.
اما نيايشي که امروزه در بين زرتشتيان متداول مي باشد و خواندن آن نيازي به آداب و رسوم خاصي ندارد و در هر هنگام از شبانه روز مي توانيم آنرا بخوانيم و سپاس خداي يگانه را بجاي آوريم و نبايد فراموش کنيم که اين ما هستيم که به راز و نياز و برقراري ارتباط با خداوند نياز داريم و بايد روح و روان خود را پالايش کنيم . اين نيايش برگرفته از نيايش اشو زرتشت در يسنا ?? مي باشد و براي اجراي آن کافيست دستهاي خود را بلند کرده و به پيروي از اشو زرتشت بخوانيم:
((با دستهاي بر افراشته بسوي تو اي مزدا و با فروتني کامل پيش از همه چيز خواستارم که بهره اي از خرد مقدس خود را بمن عطا فرمايي تا بهمراهي درستي کردار و ضمير پاک بتوانم خوشبختي روان آفرينش را فراهم سازم.اي اهورامزدا بشود که با انديشه نيک به تو نزديک شده و با پيروي از قانون اشا به ارزشهاي مادي و معنوي خود پي ببرم تا بدين وسيله دين داران را بسراي روشني و خرمي و زندگي نيک هر دو جهان رهبري کنم . من اين سرودهاي ستايش خود را آنسان که پيش از اين کسي نسروده نثارت مي کنم اي اهورا اي روان راستي و اي نيک انديش واقعي از تو در خواست مي کنم تا در جهان نيروي فنا ناپذير معنوي تجلي نمايد .اينک تو را با ستايش خود فرا مي خوانم بسويم شتاب و مرا از خوشبختي و کاميابي واقعي بر خوردار ساز. هنگاميکه با منش پاک تو را با سرودهاي ستايش فرا مي خوانم آگاهم که مرا براي رهبري روان مردم جهان گماشته اي و از پاداشي که تو اي اهورا مزدا براي کردار نيک مي بخشي خبر دارم و آماده ام تا زمانيکه مرا تاب و تواناييست بمردم بياموزم که بسوي راستي راه پويند. اي مزدا بسوي من آي و مرا از بخشش منش پاک و راستي برخوردار ساز تا بوسيله آموزش آيين مقدست گمراهان و بدکاران را براه راست رهبري کرده و بر دشمني بد خواهان چيره گردماي اهورا مزدا مبادا هرگز کار ناشايستي از من سر زند که مورد خشم تو قرار گيرم . اي راستي و اي اصل پاک منشي پيوسته مي کوشم تا تو را بستايم اي کسي که آرزوهاي ما را بر مي آوري تو را از ته دل درود مي گويم چه مي دانم نمازيکه از روي ايمان و اعتقاد کامل انجام شود بدرگاهت پذيرفته خواهد شد .اي کسي که اميد بهشت ما بسوي تست.))
درود فراوان بر روان زرتشت بزرگ و تمامي پيامبراني که در جهت راستي و تعالي روح بشر گام بر داشتند و جان خود را نيز در اين راه فدا کردند .
- ااااااااااااااااااههههههههههه ........... بابا چند دفه گفتم مياي تو اتاقم در بزن
- صداي تو بود ؟؟؟؟
- نه از بيرون بود
-بگير بخواب ديگه بچه
-بابا؟ باز خوابت نمي بره مياي به من گير مي دي ؟؟؟؟؟؟ مي خواي بيام برات قصه بگم راحت بخوابي؟؟؟؟
-با دندون قروچه زيرلب بهم يه چيزي ميگه
تا كي پدر ومادرا مي خوان حقوق ما نوگولان باغ زندگي و زيرپا بذارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
4-23 روز ديگه مرخصي 3 ماهه ما تموم ميشه وبايد برگرديم پادگان*.................ديگه داره تموم ميشه 3ماه طلايي من ...........ديگه داره تموم ميشه دوران صب تا شب خوابيدن و شب تا صب بيداري ...........ديگه بايد با كتك بخوابيم و با چك ولغت بلندشيم ..........................خدااااااااااااااااااااااااااا اين چه بدبختيه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 12 سال بايد بريم خدمت ..........اون وقت اين پسراي پرو از همون 2 سالش در مي رن...................................... ما نخوايم باسواد شيم كيو بايد ببينيم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
*: دلايل شباهت مدارس دخترانه به پادگان
1- متحدالشكل بودن لباس وكيسه بودن آن(لباس سربازی)
2- وجود ديوارهاي بلندتر از دژ و سيم خاردار روي آن ها
3- وجود مربيان ودبيران دلسوز!!!!! كه اصلا سخت گيري نمي گنند
4- كچل كردن چتري ها وكشاندن مقنعه روي صورت به طوري كه در عمليات علم آموزي شناسايي نشوند
کلاسمون ما کتابو قبل از عیدتموم کردیم این خانم هم اصلا معلم ریاضی نبود فقط
آووردنش که ما بیکار نباشیم چون کلاس ما یه کنسرت کاملو تشکیل می ده (وقتی
معلم نداریم) مدرسه میره رو هوا کلاسمونم بزرگه میزا رو وسط کلاس چیدیم پشت
کلاس خالیه همه میریم اونجا جمع می شیم ودیسکو راه می اندازیم..................
نوازنده (روی میز) داریم دی جی که منم وبقیه هم برک دنسر هستند بعدش میریم تو
حیاط فوتبال بازی می کنیم ......
خوب بریم سر اصل مطلب این خانم اومد وکلی جیغ ویغ کردو هی به بچه های گروه
ما (کنسرت یا همون تیم فوتبال!)گیر می داد من رو ی میز لم داده بودم هی بهش
چرت وپرت می گفتم عجیب تو فاز کل کل بودم اما چیزی به من نگفت منم رفتم پیش
ناظممون (به بهانه ی دسشویی رفتم بیرون) ویه برگه ازش گرفتم واومدم وداد زدم
بچهای فوتبال بیان بیرون همه با فریاد شادی رفتن بیرون بقیه کلاسم پشت ما اومدن
بیرون و حسابی حالش گرفته شد![]()
بعد از قرن ها آپ کردم
الهي ۱۰۰ سال زنده نباشم![]()


